پوز زنی از نوع گلزار و رشيدپور

وقتي مينا اكبري در حمايت از احمدرضا درويش در شرق نوشت "اگر درويش از روي صندلي اش پا ميشد و مي رفت آن وقت رشيد پور بايد در تنهايي به مردم مي گفت منو رها كن از اين فكر تنهايي"
فكرش را هم نمي كرد كه رشيد پور در آخرين برنامه اش با مخمدرضا گلزار شويي را به اجرا بگذارد كه هم درويش و هم مينا اكبري را به خاطر آن نوشته به سخره بگيرد. راستش تقصير از درويش هم نيست شايد هر كسي هم جاي درويش بود همين كار را ميكرد و مينشست و جواب رضا رشيد پور را ميداد.
اما از حق هم نبايد گذشت كه گلزار و رشيدپور ديشب شوي خوبي را اجرا كردند و دمشان گرم.
اين يعني دعواي رسانه اي ؛
يعني ساندويچ شدن وسط رسانه پر زور و رسانه گوكولي و روشنفكرانه؛
يعني احقاق حق؛
برنامه ديشب رشيدپور ثابت كرد كه ارتباط رسانه اي يعني چه؟
يعني بي پاسخ نگذاشتن جواب رسانه ها؛
يعني اينكه به جاي گرو كشي در دم جواب دادن.
بعد هم وقتي درويش جواب رشيد پور را جلوي دوربين شبكه تهران ميدهد ما چه كاره ايم كه كاسه داغ تر آش شويم و بخواهيم هي جواب بدهيم.
در كنار اينكه بي تريد رشيد پور را فارغ از اشكالات اساسي در اجرا و گزارشگري نمي بينم و معتقدم بايد يك دوره سر كلاس فريدون صديقي بنشيند؛ اما براي اجراي متفاوت شب شيشه اي بايد به او خسته نباشيد گفت.