قاف
دلیل بودنم باش
دلیل ماندنم
دلیل پرواز
دلیل عشق ورزیدنم
درختان ترا نشناخته گل می دهند
ترا که ببینند چه می کنند؟
فصل ها بی نشان از تو به بهار می رسند
ترا که ببینند فصل پنجم سال می شوی
گلها بی تو دیده نمی شوند
رنگ ها بی تو بی رنگ اند
جهان بی تو هیچ است
باران که ببارد
آفتاب که بتابد
رنگین کمان که بشکفد
بر صفحه آبی آسمان
جملگی بهانه ای است
برای بی قراری هستی در نبودنت
این ها که اینگونه باشند
بیین من چه می کشم
نفسهایم به شماره می افتد
از کابوس دوری ات
از تشویش نبودنت
دلیل شکفتن درختان
بودن فصل ها
شکفتن رنگ ها و گل ها که باشی
باران و بهاران بی تو هیچ اند
ببین من چه می کشم
دلیل بودنم باش
دلیل ماندنم
دلیل ساده از تو سرودنم
از نو شکفتنم.