از نو شكفتن
وداع نكرده نازنين با تو وداع مي كنيم
جملگي ابر مي شويم
جملگي باران
و مي باريم
بر مزار گل پوشت
تا از اين خاك شقايقي بر آيد
جوان و دلربا
دل تنگ تر از سنگ صبور
با باد همسفر مي شويم
تا بار ديگر مه رخ تازه شكفته را نظاره كنيم
و شادمان از نو شكفتنت
تازه مي شويم
و ديدارمان تازه مي شود.
براي بهناز عزيزمان
