14
در پس سايش دو سنگ بر مدار هيچ
و گرمايي گزنده
سپيدي مي تراود شادمان
و جنگي خاموش و بيهوده بر سر هيچ
ميان تخته سنگي صاف
و سنگي زبر و بي مهر
آسايش مردماني را ثمر دارد
كه شبان و روزان
بي مهر و بيهوده بر سر هيچ مي جنگند.
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 11:15 توسط مهدي عزيزي
|