32
آب بی آسمان آبی نیست
آسمان بر دستان تو تکیه کرده است
و اقیانوس به شادمانی مردمان می خندد
مهربانی بی منت دستان زمین
شادمان مردمان مشروط
هیچ از غصه های من نمی کاهد
مردمانی شاد
تهی ز مهر
بر مدار بی تفاوتی می دوند
ابر از آب باردار باران نمی شود
باران غصه ابر است
و بهار رویای کوتاه عابران
کاش سر انگشتان آفتاب
جای پوست
دل های آدمیان را نشانه می گرفت
تا سبزینه مهر از میان دهلیزهایمان سر بر می آورد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 12:46 توسط مهدي عزيزي
|