تمام شد

سياه

خاكستري

بنفش

سرخ ؛ آغاز مي كند

از دهليز چپ

و يا از  راست

 

تمام شد

آغاز سفر است

دستانت بوي سيب

موهايت بوي عطش

گرم شدم

 

تمام شد

كاسه كاسه جمع مي كنم

اشك هايم را

تو سوغات آوردي

اشك هايم را جاي سوغات پس ات مي دهم

 

تمام شد

اين سال هاي تشويش

گريز

مرگ

 

تمام شد

تو بوي آمدن

هر چند جدائي

دوري

امّا دهليزهايم سراغت را مي گيرند

بوي آمدن مي دهي

دستانت بوي سيب

موهايت بوي عطش

و چشمانم بوي اشك

وتنم بوي تو

 

تمام شد

سفر آغاز دوست داشتن است

بوي آمدن مي دهي!

 

5/1/85